فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

439

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بدان جزيره آمده عزيمت كرده بودند و معلوم نشده بود كه كشتيهاى مزبور انگليسى بوده‌اند با هلندى . هداياى خوراكى حاكم دژ براى سفير چند مرغ وحشى بود كه كاملا با مرغهاى كوهساران هند متفاوت بود . اين مرغ زنگبارى كمى بزرگتر از مرغان هندى نوع خود بود ، پرهايى رنگارنگ با نقطه‌هاى سفيد و خاكسترى و سرى كوچك و تاجى بسيار كوتاه اما پهن داشت . با اينكه اين مرغان وحشى مىنمودند ، همچون مرغان دست‌آموز دانه را از كف دست اشخاص برمىچيدند . ساعت شش روز بيست و ششم به مدد بادى كه از مغرب و جنوب غربى مىوزيد از اين بندر حركت كرديم و راه خود را در جهت جنوب‌غربى پيش گرفتيم . باد بقدرى ضعيف بود كه بيشتر به كمك موج و جريان آب پيش رفتيم و سراسر شب را فقط به اندازه‌اى رانديم كه هنگام صبح خشكى از ديدرسمان دور شده بود . روز بيست و هفتم بادى ضعيف از جنوب‌غربى و جنوب مىوزيد و ما بسوى جنوب‌شرقى پيش مىرفتيم . گرما شديد بود و چون به سمت الرأس نزديك بوديم با زحمت بسيار ارتفاع را اندازه گرفتيم و معلوم شد نسبت به خط استوا در ارتفاعى كمتر از سيزده درجه هستيم كه موجب تعجب شد . شب هنگام هوا فوق‌العاده آرامتر و گرما هرچه شديدتر بود . روزهاى 28 و 29 همان هوا و همان ناراحتى را داشتيم چنان كه به نظر مىآمد بادبانها به دكل چسبيده‌اند . برخورد ناگهانى كشتى با صخره‌هاى زير آب ما را هرچه بيشتر نگران كرده بود . حرارت شديد هوا كه شب و روز رو به افزايش داشت ملاحان و كسان سفير را چنان از پا درآورده بود كه قدرت هيچ كارى نداشتند . در اين روز چون آفتاب همواره عمودى مىتابيد نتوانستيم ارتفاع را محاسبه كنيم . بسبب نبودن باد تقريبا متوقف بوديم و اگر حركتى داشتيم بسوى خط استوا بود . روز سىام ، كه آغاز ( تربيع ) بود ، از سپيده دم هوا ابرى شد و باد از جانب شمال‌شرقى با قوتى كه در سه چهار روز اخير سابقه نداشت